تبليغاتX
صداقت اونجوری
امیر جوگیر می شود
سلام
پریروز یه اتفاقی افتاد که جالب بود.
امیر چند روزیه که با یه دختر دوست شده به نام مریم. این دختره یه خورده 6 می زنه.رفتارش خیلی ضایع هستش. به هر حال امیر ازش خوشش اومده. پنج شنبه ظهر امیر با مریم خونه بود که مرجان هم اومد. امیر و مریم سوپ درست کردن که افتضاح از آب در اومد. موقع خوردن همگی شروع کردیم سوپ رو دست انداختن. امیر هم که مثل ماست ایستاده بود و هیچی نمی گفت. پختن سوپ رو به عهده نمی گرفت که مریم نخواد خجالت بکشه. در حین شوخی بود که مریم گفت هرکی این رو بخوره فحش می ده. مرجان هم گفت که آره فحش خواهرو مادر میده. بعد این حرف مرجان مریم جون قهر کردن و رفتن تو اتاق امیر و دیگه هم بیرون نیومدن. آخر شب امیر شاکی اومد و گفت رفتارتو با مرجان درست کن. من در این مورد به امیر حق نمی دم. چون 9ماه امیر هرچی شوخی خواست با مرجان کرد؛ حالا مرجان یه شوخی با این ایکبیری خانم کرد. به هر حال امیر سر این دختره بدجور جوگیر شده و این دختره هم از اون دختراس که دوست پسرش رو از همه جدا می خواد بکنه.
-------------------------------------------------
مرجان که با مریم تو اتاق نرفت. مریم رفت و بعدش هم امیر رفت ببینه که چش شده

2 نوشته شده در  87/03/18ساعت 15:47  توسط یه پسر صادق  | 

چه خبر؟
سلام
هم سحر هستش هم مرجان
سحر گفت که خونمون نمیاد من هم بهش گفتم بیا به هم بزنیم اونم عصبانی شد و قهر کرد ولی بعدش گفت بیا با هم دوستای معمولیه خوب باشیم. من هم گفتم که باشه ولی باید یه دوست دختر داشته باشم اونم با هوو مواقت کرد.
هفته دیگه هم که 2تا امتحان دارم و تصمیم دارم تو این چند روز تعطیلی برای امتحاناتم درس بخونم.
2 نوشته شده در  87/03/13ساعت 11:48  توسط یه پسر صادق  |