سلام
من
با حمیدرضا از طریق امیر( هم خونه ام) آشنا شدم. الان بیشتر از اینکه دوست
من باشه دوست امیره. حمیدرضا یه پسر خوش هیکل و سرو زبون داره. ذاتش یه
خورده خورده شیشه داره. از سال 81 عاشق یه دختر یبود که می خواست باهاش
ازدواج کنه ولی 8-9 پیش رابطشون قطع شد. وضع مالیشون خوبه و خودش الان
درگیره ساخت و ساز هستش. وضع خانوادگیه چندان مناسبی به نظر می رسه که
ندارن. الان یه ماشین 50 میلیونی زیر پاشه و عید هم مسافرت خارج کشور بود.
تحصیلاتش هم خوبه . لیسانس از یه دانشگاه دولتی تهران داره. میشه گفت از
نظر دخترای امروزی گزینه خوبی برای ازدواجه. سرو زبون هم داره و توی
دختربازی هم تبحرش عالیه.
امیر چند وقت پیش
بهش گیر داده بود که چرا ترجیح میدی با زنها دوست بشی تا با دخترها. حرف
جالبی زد، گفت: دوستی با زنها راحتتره. دردسرش کمتره و اینطور نیست که بعد
2 هفته ییهویی بگن آینده این رایطه چی میشه؟( این جمله اشاره مستقیم دارد
به مقوله ازدواج، <قابل توجه کسانی که تجربه زیادی در ارتباط با دخترها
ندارن>).
حمیدرضا یه اخلاقی که داره و من
زیاد ازش خوشم نمیاد اینکه تو فکر منافعشه. و با توجه به موقعیتش و وضع
موجود فعلی در تهران زیاد برای زنها و دخترهایی که باهاشون ارتباط برقرار
می کنه ارزش قائل نیست. بیشتر هدفش از ارتباط همون س.ک.س هستش. توی این
کار هم خوب موفقه.
از بهمن ماه با خانم مطلقه ای
دوست شده به نام میترا. زنی با سن حدود 38. دارای یک بچه ولی ظاهری فوق
العاده. قد بلند. موهای بلوند. (رنگشون می کنه ،نه اینکه نژاد ژرمن داشته
باشه!). ماشین داره و سر کار میره. با مسئله س.ک.س کنار اومده. یعنی اینکه
می دونه س.ک.س چیه و برای چیه. برخوردهای اجتماعیش خوبه( این خوب نباشه پس
کی خوبه؟ ) و یه چیز جالب اینکه سینه هاش رو هم عمل کرده.( حمیدرضا گفت،
اونم با شوق زایدالوصف)
در هر حال رابطه جالبیه.
میترا اون چیزی رو به حمیدرضا عرضه می کنه که حمیدرضا دقیقا همونو می خواد
و حمیدرضا هم دقیقا همون چیزی رو به میترا عرضه می کنه که اون می خواد .
میشه گفت این طولانی ترین رابطه حمیدرضا هستش که من دیدم. اینم اینجا
اضافه کنم که حمیدرضا از زمانی که عاشق اون دختره که گفتم از سال 81 عاشقش
بود، از اون زمان هم هرز می پرید. بعد او دیگه ماشاالله، هر 2 هفته با یه
نفر جدید بود تا اینکه از بهمن ماه هستش که با میتراست. میشه گفت اختلاف
سنیه حدوده 14 سال بین زنی به نام میترا و پسری به نام حمیدرضا ولی دوام
رابطشون یه چیزه جالبه. آهان اینو داشت یادم می رفت که میترا هیچ محدودیت
زمانی و غیره نداره. پس اگر شما زنی باشید با قد بلند، چهره ای جوان،
اندامی متناسب، بدون محدودیت زمانی و رفت و آمدی، با سینه هایی عمل کرده،
موهایی بلوند و حسابی حشری( از بابت بیان این کلمه معذرت می خوام) حتی با
سن 38 می توانید با یک پسر 25 ساله ی پولداره خوش هیکل و خوش زبون دوست
بشید و حالشو ببرید.
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
- از چند وقت دیگه زندگیه من بر سه اصل قرار خواهد گرفت
: 1- کاره پاره وقت
2- آماده شدن برای امتحان ارشد
3- مرجان!
2
نوشته شده در
87/02/13ساعت 23:47  توسط یه پسر صادق
|