تبليغاتX
صداقت اونجوری
سحر
سلام
دیروز به یه دختری تو اتوبان مدرس شماره دادم که اسمش سحر هستش. اولش که سنشو گفت کفم برید و گفتم الانه که قطع کنه ولی ادامه داد(متولد 1355). سر کار میره و ماشین داره. قیافش یادم نیست ولی احساس می کنم همون چیزیه که من می خوام. من دلم برای یه دختر لوس لک زده.
امروز تولد حمیدرضا هستش. خونه ما تولد گرفته. 3-4 ساعت دیگه مهمونا میان. ظهر با مرجان رفته بودیم که یه عطر به عنون کادو برای حمیدرضا بخریم که حسابی اعصابمو خورد کرد. الکی بهونه گیری می کنه. از یه رفتارایی ایرادمی گیره که وقتی می فهمم چشمام 4تا میشه!! اگه رابطه ام با سحر قطعی بشه باهاش واسه همیشه به هم می زنم. من آدمی نیستم که بی وفا باشم ولی دیگه طاقتم داره تموم میشه. خلاصه اینکه شاید از این به بعد از سحر براتون بگم. راستی عطر cartier  عطر خوبیه؟اینو واسه خودم خریدم.
2 نوشته شده در  87/02/19ساعت 16:57  توسط یه پسر صادق  |